۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

برگشت به ایران


برگشتمان به ایران ۲۸ روز طول کشیددرراه برگشت از برزیل به ایران ۱ دقیقه هم استاپ نداشتیم که این حاصل زحمات شبانه روزی ما در موتورخانه کشتی بود.
درایران درقدیمی ترین اسکله ایران که به اسکله چوبی مشهور است که دربحبوحه
جنگ جهانی دوم ساخته شده است پهلو گرفتیم .این اسکله بندر امام در چند کیلومتری سر بندر و چند کیلو متری ماهشهر در استان خوزستان قرار دارد.
سر سیلندرهای کشتی

۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه


بعد از تعمیر کشتی در بندر کیپ تاون افریقای جنوبی و۱۵ روز دریانوردی درآقیانوس اطلس جنوبی به بندر ویکتوریا توبارو برزیل رسیدیم۰ بیش ازبدی آب
وهوا تغییر شش هفت ساعت اختلاف زمان در این ۱۵ روز ما را اذیت کرد.
بلافاصله شروع به بارگیری ۴۳ هزارتن زغال سنگ کردیم به مآ گفته شد کمتر از ۲۴ ساعت بارگیری تمام خواهد شد
غروب بود که پهاو گرفتیم تآ شهر فاصله چند کیلومتری میشد بنابراین به اتفاق چند تا ازدوستان یه تاکسی گرفتیم و به شهر رفتیم .
راننده تاکسی رو به من کرد وپرسید؛
کجایی هستی؟
گفتم :ایرانی
فرمون ماشینو یه لحظه ول کرد و با کمک دستش گفت:ددد دددددد.........
یعنی شما تروریست هستین ادم میکشید........
نزدیک بود از جاده بفتیم پایین........!؟
آینجا بود که واقعاً به قدرت تبلیغات پی بردم!!!!!
فردای انروز بارگیری تمام شد و یکی از بچه ها که نزدیک بود جا بماند در آخرین 
لحظه به کشتی پیوست .........تصویری از اقیانوس اطلس

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

افریقای جنوبی


۹روز بعد از شکاف برداشتن کشتی به بندرکیپ تان افریقای جنوبی رسیدیم هوا بغایت
خوب بود راهنما از طریق یک فروند هلی کوپتربه کشتی ما ملحق شد او با یک طناب
از هلی کوپتر به ارتفاع بیست متری پایین آمد.
بلافاصله عده ای جهت تمیر کشتی برروی عرشه کشتی حاضر وشروع بکار کردند
چند نفر هم جهت تعویض چند لوله آب که پوسیده بود وارد موتورخانه کشتی شدند
غروب شد وهمه ما جهت استراحت به کابینهای خودمان رفتیم.
ساعت ۲شب بود که باآژیر آتش از خواب پریدم خودم راسریعاً به موتورخانه رساندم دیدم کارگاه موتورخانه آتش گرفته دودغلیظی آنجا رافراگرفته بود به اتفاق
به اتفاق یکی از همکارانم که یک اکراینی لباس ضد آتش پوشیده وتمام کیسه های کهنه که بیش از ۲۰ تا بود وهنوز آتش نگرفته بود را به بیرون منتقل کردیم وبا دور کردن مواد سوختنی از گسترش آتش جلوگیری کردیم که تجربه بسیار گرانبهایی بود بالاخره موفق به مهار آتش شدیم.
اما دلیل آتش: افرادی که جهت تعمیرلوله های آب به موتورخانه رفته بودند .
جرقه های حاصل از جوشکاری آنها وارد سطل زباله شده بود ومو جب آتش سوزی شده بود.
به هر حال ما تا صح مشغول بودیم .....................